<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>قران کریم</title>
		<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>اشنایی با سوره انعام</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ghorankarem1/quick-uploads/besmellah-2-5.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;260&quot; height=&quot;133&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویژگیهای سوره: این سوره با تشریفات خاص و بامشایعت فرشتگان الهی و با تعظیم و تجلیل فراوان بر پیامبر نازل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوعات مطرح شده: احکام فقهی مربوط به حرمت گوشت حیوانات – خداشناسی - دعوت به اصول سهگانه توحید – نبوت و معاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فضیلت قرائت و خواص سوره انعام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انعام، ششمین سوره قرآن است و دارای 165 آیه و مکی می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فضیلت این سوره از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است: سوره انعام به یکباره بر من نازل شده و هنگام نزول، هفتاد هزار فرشته که در حال تسبیح سبحان الله و تمجید الحمدلله گفتن هستند آنرا مشایعت و همراهی کردند. هر کس این سوره را بخواند این 70هزار فرشته در شب و روز، به تعداد آیات سوره انعام بر او درود می فرستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در روایتی دیگر از ایشان آمده است: هرکس سوره انعام را قرائت نماید، برای او پاداشی از درّ، به وزن همه چهار پایانی که خداوند در دار دنیا آن را آفریده است، خواهد بود و به تعداد تمام درّها، صد هزار حسنه و صد هزار درجه به او عنایت می شود&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این باره فرموده است: سوره انعام به صورت کامل و یکباره بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است. پس آن را عظیم و عزیز بدارید. زیرا در 70 جای آن نام خداوند برده شده است و اگر مردم می دانستند چه آثار و برکاتی در این سوره نهفته است ان را رها نمی کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پنجشنبه یا جمعه (روز یا شب) رو به قبله فاتحه بخواند و شروع به خواندن سوره انعام نماید تا آیه مثل ما اوتی رسل الله و برخیزد 2 رکعت نماز حاجت بخواند در هر رکعت بعد 7 بار حمد 7 بار آیه الکرسی و 7 بار سوره کوثر بخواند و بعد از اتمام نماز سوره را از الله اعلم حیث&amp;#8230; تا آخر سوره بخواند. آنگاه سر بر سجده نهد و 70 بار بگوید: لا اله الا الله محمد رسول الله و ملتمسانه از ذات باری تعالی حاجت بطلبد که رد حاجت محال است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در امان ماندن از آتش جهنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابن عباس گوید: هرکس سوره انعام را در هر شب بخواند از جمله کسانی است که در روز قیامت در امان است و هرگز آتش جهنم را به چشم خود نخواهد دید&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; برآورده شدن حاجات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کس به درگاه خداوند محتاج نیازی باشد و برآورده شدن آن نیاز را خواسته باشد، پس 4رکعت (2تا دو رکعت) نماز بگزارد و بعد از حمد سوره انعام را را بخواند و پس از فراغت از نماز بگوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا کریم، یا کریم، یا کریم، یا عظیم، یا عظیم، یا عظیم، یا اعظم من کلّ عظیم، یا سمیعَ الدعاء، یا من لا تغَیره الایام و اللّیالی، صلّ علی محمدٍ و آل محمد، وارحَم ضعْفی و فقری وَ فاقَتی وَ مسْکَنَتی، فانّکَ اَعْلَم بها منّی، و انت اعلم بحاجتی، یا من رَحمَ الشیخَ یعقوب، حین رَدَّ علیه یوسف، قرّةَ عَینه، یا منْ رَحمَ ایوبَ بعد حلول بلائه، یا من رحم محمداً وَ منْ الْیتْم آواه، وَ نَصَرَه علی جبابرة قریشٍ وَ طَواغیتها، وَ امْکَنَه منهم، یا مغیث، یا مغیث، یا مغیث و این یا مغیث را چندین بار بگوید، سوگند به آن که جانم به دست اوست، اگر خداوند را پس از آن که این نماز را به جا آوردی و پس از قرائت این سوره، با این دعا بخوانی، و آنگاه از خداوند تمامی نیازها و حوائجت را بخواهی، نسبت به تو، مضایقه نفرماید و ان را به تو ببخشد ان شاء الله.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم چنین آورده اند: در روز چهارشنبه 70 مرتبه این ایه هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و شهاده هو الرحمن الرحیم را بخواند و بر اهل علم و قلم فائق آید و فتوحات برای او حاصل شود و حوائج او براورده می شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهبود بیماری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام باقر علیه السلام فرموده است: هرگاه به بیماری ای دچار شدی و از آن می ترسی که به تو زیان برساند، سوره انعام را قرائت کن، زیرا با قرائت این سوره آنچه از این بیماری بیم داری به تو نخواهد رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; طلب آمرزش ملایک&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روایت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند و در جای نمازش نشسته و سه آیه اول سوره انعام را قرائت نماید خداوند 70 فرشته را مأمور می کند تا فرارسیدن روز قیامت خداوند را تسبیح گویند و برای او طلب آمرزش می کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام رضا علیه السلام نیز فرمودند: هر کس سوره انعام را بخواند فرشتگان برای او تا روز قیامت تسبیح می گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;************************************************************&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تقویت حافظه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گویند برای تقویت حافظه آیه 61 انعام را بر تخم مرغی نوشته و تناول کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;7. جهت آشتی کردن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای آشتی کردن آیه 115 انعام را 3 بار بخواند و بر روی آن کس بدمد البته آشتی کند و عذر خواهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شأن نزول و محتوای سوره انعام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این سوره، یکصد و شصت و پنج آیه دارد و همه ‌ی آیاتش یک‌جا در مکّه و با تشریفات خاصّی نازل شده است. جبرئیل، این سوره را با بدرقه‌ی هفتاد هزار فرشته بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیام اصلی آیات این سوره، مبارزه با شرک و دعوت به توحید است. از آنجا که مشرکان جزیره العرب به اعتقاد خود، بعضی چهار پایان را حلال و برخی را حرام می ‌دانستند، قرآن در مقام مبارزه با این گونه خرافات و باورهای غلط، از آیه ۱۳۶ این سوره به بعد، احکامی را در مورد چهار پایان بیان می ‌دارد که بدین جهت این سوره، انعام نام گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روایاتی درباره فضیلت این سوره و نیز برآورده شدن حاجت به واسطه تلاوت این سوره آمده است. از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده که هر کس چهار رکعت نماز (با دو سلام) بخواند، آنگاه این سوره و سپس دعایی را قرائت کند، حاجاتش برآورده می ‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در هیچ سوره‌ای به اندازه این سوره، کلمه قل نیامده است. تکرار ۴۴ بار این خطاب به پیامبر، شاید به خاطر آن است که در این سوره، عقاید باطل و انحراف‌ها و توقعات بیجای مشرکان بیان شده و لازم است قاطعیت در کار باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیفیت نزول این سوره&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام مکی، و نیز نخستین سوره مکی درترتیب مصحف موجود می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام فخر رازی در تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب) می گوید: این سوره از دو نوع ویژگی از نظر فضیلت برخوردار است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی آنکه دفعةً واحده و یکباره نازل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر آنکه هزار فرشته نزول آنرا مشایعت کردند، چون این سوره مشتمل بر دلائل توحید و عدل و نبوت و معاد و ابطال مذاهب باطل و خرافی و مکاتب ملحدین است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;. چرا این سوره به انعام نامبرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این سوره را سوره انعام می نامند، و انعام به معنی چهار پایان و دامهائی هستند که دارای سم شکافته و خف و سپل می باشند، از قبیل: گاو و گوسفند و شتر با همه انواعش.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علت نامگذاری سوره مذکور به انعام این است که به گونه ای مفصل و مبسوط متعرض ذکر چهار پایان و دامها شده که این تفصیل در سوره های دیگر نیامده است. از چهار پایان در موارد زیادی در قرآن کریم به صورت گذرا سخن رفته است؛ اما سوره انعام درباره انعام و چهار پایان آنچنان گسترده و طولانی بحث کرده که پانزده آیه این سوره یعنی از آیه 136 تا آخر آیه 150 را به خود اختصاص داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3. تاریخ نزول سوره انعام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام در سال چهارم بعثت محمدی صلی الله علیه و آله و سلم نازل گشت، یعنی نزول این سوره- پس از آنکه نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مأمور به دعوت علنی مردم شد، آن هم پس از آنکه سه سال مردم را بطور سری و پنهان به اسلام فرا می خواند- نازل گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فترت و ظرف مدتی که سوره انعام طی آن نازل شد از امتیاز خاصی برخوردار است؛ به این معنی که مشرکین برای مقاومت و رد و انکار دعوت اسلامی بسیار سخت دلی و سر سختی نشان داده، و در چنین مدتی که آیات سوره انعام نازل می شد شدیداً در درون خود احساس نارضائی می کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4. هدفهای عمده و اساسی سوره انعام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدفهای عمده ای که این سوره به سوی آنها نشانه رفته است تثبیت و تأیید عقائد بنیادی سه گانه ای است که مشرکین درآن روزگاران با آنها درگیر بودند، و این عقائد سه گانه عبارتند از:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولاً- توحید و اعتقاد به یگانگی خداوند متعال. اقامه دلیل یعنی استدلال بر وحدت الوهیت از طریق معطوف ساختن انظار به آثار ربوبیت و نیز به صفات خدائی که آفریدگار عالم و دارای تصرف در آن است به همین بخش ارتباط دارد؛ چنانکه ابطال عقیده شرک، و از میان بردن شبهات مشرکین، و تثبیت این حقیقت که عبادت و توجه و تحلیل و تحریم فقط به خدا باز می گردد به همین بخش مربوط است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ثانیاً ایمان به رسول و فرستاده ای که از سوی خدا گسیل شده، و نیز ایمان به کتابی که فرو فرستاد، و بیان وظیفه این رسول و رد شبهاتی که پیرامون مسأله وحی و رسالت مطرح می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ثالثاً- ایمان به روز واپسین و ثواب و عقاب و جزاء که در چنان روزی برای مردم پیش بینی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توضیح این اهداف:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وحدت الوهیت- یا - یگانگی معبود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام با تقریر و بیان حقیقتی آغاز شده است که در هر دین و آئین آسمانی و بر زبان هر رسول و پیامبری نخستین پیام را تشکیل می دهد. یعنی حقیقتی که هر فطرت سلیم آنرا باور می دارد، و جهان با زمین و آسمانش گویا و راهنمای این حقیقت است. حقیتی که به ما می گوید: آن معبودی که حمد و ستایش مطلقه و تنزیه و تقدیس بی حد و مَر از آن او است عبارت از خدای یگانه می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اَلحَمد لله الَّذی خَلَقَ السَموات وَ الارضَ وَ جَعَلَ الظلّمات وَ النّورَ ثمَّ الَّذینَ کَفَروا برَبّهم یعدلونَ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سپاس از آن خدایی است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنائی را مقرر کرد، آنگاه (با وجود این همه نظم در آسمانها و زمین و پی آمد شب و روز) کفار برای پروردگار همتا قرار می دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; مسأله وحی و رسالت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از رحمتهای الهی نسبت به بندگانش این است که رسولانی به سوی آنها گسیل داشته، و کتبی را برای هدایت مردم و نجات آنان از گمراهی و رهائی آنها از تاریکیها و رهنمون شدن آنان به روشنائی فرو فرستاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام به این حقیقت اهتمام و عنایت دارد، و طی ایات فراوانی از جنبه های مختلف راجع به وحی و رسالت سخن گفته است که:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- پاره ای از این آیات با اثبات وحی وبیان حکمت آن و رد منکران وحی پیوند می خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- پاره ای دیگر به بیان آنچه از وظایف رسول و فرستاده خدا است، و آنچه از وظائف او نیست مربوط می گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- پاره ای از آیات این سوره به موضع گیری مردم در برابر رسالات الهی ارتباط دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- وسرانجام پاره ای دگر به آداب و آئینهائی مربوط می شود که خداوند آنها را برای رسول خود ترسیم کرده است، آدابی که سزا است رسول، سلوک و رفتار خود را - با مخالفان و موافقان خویش- بر اساس آن تنظیم نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تکذیب رسولان خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام موضع تکذیب کنندگان رسالت را متعرض شده و خاطر نشان کرده است که این تکذیب یک سنت و شیوه کهن و دیرینه است؛ بنابراین باید رسول خدا شکیبا و صابر باشد تا در برابر تکذیب آنان دلزده و دلتنگ نگردد، و از هدایت آنها نومید نشود. سوره انعام بیانگر این حقیقت است که فرجام نیک از آن مرسلین، و سوء عاقبت و سرانجام بد و ناخوش نصیب تکذیب کنندگان رسالت می باشد، و می فرماید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قَد نَعلَم انَّه لَیحزنکَ الَّذی یقولونَ فَانَّهم لا یکَذّبونَکَ وَ لکنَّ الظالمینَ بآیات الله یجحَدونَ. وَ لَقَد کذّبَت رسلٌ مّن قَبلکَ فَصَبَروا عَلی ما کذّبوا وَ اوذوا حَتّی اَتاهم نَصرنا وَ لا مبَدّلَ لکَلمات الله وَ لَقَد جاء َکَ من نَّبَإی المرسَلینَ.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به یقین می دانیم گفتار آنان- که شاعر، یا ساحر، و یا مجنونت می خوانند- ترا اندوهگین می سازد؛ ولی آنان ترا- قلباً- تکذیب نمی کنند، اما ستم پیشه ها آیات خدا را مورد انکار قرار می دهند و چنین بود که پیامبرانی پیش از تو مورد تکذیب قرار گرفتند، اما بر سر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند تحمل و شکیبائی ورزیدند تا آنکه نصرت ما به آنها رسید و کسی نمی تواند فرمان و سنتهای الهی را دگرگون کند، و به یقین از اخبار رسولان - درسها و گزارشهائی عبرت آموز- به تو رسیده است. وَ لَقَد استهزی برسلٍ من قَبلکَ فَحاقَ بالَّذینَ سَخروا منهم ما کانوا به یستَهزئونَ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و تحقیقاً رسولان و پیامبرانی که قبل از تو بودند مورد استهزاء قرار گرفتند، اما سرانجام آنچه را که به استهزاء گرفتند دامانشان را گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان ابراهیم خلیل علیه السلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره انعام پاره ای از داستان ابراهیم خلیل علیه السلام را عهده دار است. ابراهیم، پدر انبیاء است و آن رسولی است که برای دفاع ازتوحید و رویاروئی و مبارزه با بت پرستان به پا خاست، و با اندیشه خود درباره ملکوت آسمانها و زمین دقیق گشت تا قومش را از طریق گفتگو و مذاکره و مناظره به فساد عقیده و ایده شان و نیز به دلیل اشتباهشان- که ستارگان و ماه و خورشید و جز آنها را به عنوان معبود خویش برگزیدند رهنمون شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ده فرمان و یا وصایا و سفارشهای ده گانه در سوره انعام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ربع اخیر سوره انعام با دعوت و فراخواندن مردم به ده توصیه و سفارشی آغاز می شود که عبارتند از:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از شرک به خدا.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امر به احسان نسبت به والدین.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از کشتن فرزندان به خاطر ترس از نیاز و تنگدستی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از نزدیک شدن و انس گرفتن با فواحش یعنی کارهای زشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از آدم کشی و قتل نفسی که خداوند آنرا تحریم کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امر به احسان نسبت به یتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اتمام و کامل اداء کردن پیمانه و وزن در مورد کالاها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امر به عدل و داد در هر کار.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امر به وفا نسبت به هرگونه عهد و پیمان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امر به استقامت و اعتدال و میانه روی بر صراط مستقیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تفصیل و توضیح فشرده این وصایای ده گانه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از شرک به خدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نخستین توصیه از این وصایای ده گانه عبارت است از: قل تَعالَوا اَتل ما حَرَّمَ رَبّکم عَلَیکم اَلاّ تشرکوا به شَیئَاً&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بگو: بیائید تا برای شما آنچه را که خدا بر شما تحریم کرد بخوانم مبنی بر اینکه هیچ چیزی را شریک او قرار ندهید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احسان به والدین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توصیه دوم عبارت است از:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وَ بالوالدَین احساناً&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و نسبت به والدین نیکی کردن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در توصیه سوم خداوند متعال مردم را از کشتن فرزندان- اگر چه تنگدست باشند- نهی می کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وَلاتَقتلوا اَولادَکم من املاقٍ نَحن نَرزقکم وَ ایاهم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;/پاورقی . (انعام:151)./&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرزندان خود را از روی تنگدستی نکشید ما به شما و آنها روزی می رسانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از ارتکاب کارهای زشت پیدا و ناپیدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چهارمین توصیه الهی این است که مردم از نزدیک شدن یعنی ارتکاب کارهای زشت خودداری کنند. وَ لا تَقرَبوا الفَواحشَ ما ظَهَرَ منها وَ ما بَطَنَ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به کارهای زشت اعم از پیدا و ناپیدا نزدیک نشوید و به آنها دست نیازید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فواحش عبارت از هرعملی است که عقل و خرد سالم و فطرت و سرشت پاک انسان آن را زشت و ناخوش بر می شمارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در توصیه پنجم می بینیم خداوند متعال مانع از آدم کشی هائی است که بی جا و بدون مجوز شرعی انجام می گیرد: وَ لا تَقتلوا لنَفسَ الَّتی حَرَّمَ الله الاّ بالحَق ذلکم وَصّاکم به لَعَلَّکم تَعقلونَ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و نفسی که خداوند محترم بر شمرده- جز به حق- نکشید. این است آنچه خداوند شما را بدان توصیه کرده است، باشد که بیندیشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نهی از خوردن مال یتیم و اجحاف نسبت به آن: ششمین توصیه الهی درباره مال یتیمان و افراد بی سرپرستی است که باید به شدت از اجحاف و تصرف نا به جا در مورد آن خودداری نمود. وَ لا تَقرَبوا مالَ الیتیم الاّ بالَّتی هی اَحسَن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و به مال یتیم نزدیک نشوید و به آن دست نیازید مگر به وجهی که درست تر و نیکوتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انصاف در پیمانه کردن و توزین کالا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سفارش هفتم پروردگار متعال پیمانه کردن دقیق و توزین صحیح کالاهائی است که مورد خرید و فروش قرار می گیرد، و یا از طرق دیگر باید به دیگران تسلیم گردد: وَ اَوفوا الکَیلَ وَ المیزانَ القسط&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;/پاورقی . (انعام:152)./&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و پیمانه و ترازو را عادلانه برگزار کرده وتام و کامل انجام دهید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و هنگامی که سخن می گوئید عدالت را رعایت کنید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وفاء به عهد و پای بند بودن به پیمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدا در نهمین توصیه خود، مردم را به وفاء نسبت به پیمان و به ویژه نسبت به پیمان الهی وا می دارد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و به عهد و پیمان خدا وفادار باشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیروی از راه راست&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام، دهمین توصیه پروردگارمتعال گام نهادن در صراط مستقیم و پیروی از آن و احتراز از بیراهه ها است:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وَ ان هذا صراطی مستَقیماً فَاتَّبعوه وَ لا تَتَّبعوا السّبلَ فَتَفَرَّقَ بکم عَن سَبیله&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;/پاورقی . (انعام:153)./&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و اینکه این، راه مستقیم من است؛ بنابراین از آن پیروی کنید و از پی راههایی (دیگر) نروید که شما را از راه راست او می پراکند و منحرف می سازد. پس راه خدا راه پیروزی در دنیا و آخرت است، و ما بارها در شبانه روز با خواندن سوره فاتحه هدایت به چنین راهی را از خداوند متعال درخواست می کنیم و می گوئیم: اهدنا الصراطَ المستَقیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابرهیم با عقاید خویش وطن و قومش را ترک کرد تا مردمی را بیابد که به حرف او گوش دهند و با مردمی که رشد فکری پیدا کرده اند وافکارشان پاک است، روبرو گردد. ابراهیم با همین آرزوها وارد شهر حران گردید و به زودی گمراهی مردم را دریافت و انحرافشان را شناخت؛ زیرا ابراهیم دید که مردم این سرزمین خدا را کنار گذاشته و به عبادت ستارگان پرداخته اند. ابراهیم تصمیم گرفت آنان را به اشتباهشان آگاه سازد. ابراهیم برای این که در هدف خود به نتیجه برسد از راه عقل و طریق برهان وارد شد تا زمانی که حق آشکار می گردد، آن را تعقیب کنند و به دعوت ابراهیم گوش فرا دهند. شب ابراهیم را فرا گرفت و تاریکی او را پوشانید. ابراهیم ستاره ای را که پرستش می کردند، مشاهده کرد و در همین موقع در میان عده ای از ستاره پرستان به شب زنده داری پرداخت. ابراهیم برای نتیجه گرفتن از این شب نشینی به صورت ظاهر با آنان هم فکری کرد و گفته ی آنان را تکرار کرد و اشاره به ستاره نمود و گفت: این خدای من است!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این راهی است که در مباحثه، روشی عقلانی است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کار ابراهیم دقت کن که یا عقاید آنان هم صدا می شود. اعلان مخالفت نمی کند. افکارشان را ضایع نمی کند. خدایانشان را تحقیر نمی کند و با این روش، توجه آنان را جلب می کند و به برهان او گوش می دهند؛ سپس بلافاصله به نقص گفتار ستاره پرستان می پردازد و به باطل ساختن عقایدشان باز می گردد ولی این کار را از راه غیر معلومی تعقیب می نماید. این روش ابراهیم دلیل صحت رای و نفوذ بینایی اوست. زمانی که ستاره غروب کرد و در افق پنهان شد، ابراهیم آن را جست و جو کرد اما به دست نیاورد؛ برای به دست آوردن آن تلاش کرد ولی ستاره را نیافت؛ در نتیجه گفت:خدایی که تغییرپذیر است و وضع آن عوض می گردد و نقل مکان می کند، محبوب من نیست؛ سپس معترض خدایانشان گردید و از آنان عیبجویی کرد و بغض خود را نسبت به این خدایان و بیزاری خویش را از آن ها اعلام نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه ماه و نه خورشید و نه&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمانی که ابراهیم مشاهده کرد که ماه طلوع کرد و نور آن از ستاره بیش تر و حجم آن از ستاره بزرگ تر و نفعش زیادتر است، گفت: این ماه پروردگار من است! مقصود ابراهیم این بود که با آنان هماهنگ گردد و قلوب آنان را متوجه خود سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمانی که ماه نیز غروب کرد و از چشمان پنهان گردید و نور آن پوشیده شد، ابراهیم گفت: اگر پروردگار من، مرا هدایت نکند، من از قوم گمراهان خواهم بود. ابراهیم که این سخن را گفت، خواست به آنان بفهماند که خداوند یکتا سرچشمه ی هدایت است و موقع شک و سرگردانی، بخشنده ی توفیق می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن زمانی که ابراهیم دید آنان از بدگویی نسبت به خدایانشان چشم پوشی می کنند، به روش روشن تری به کنایه زدن به خدایانشان پرداخت و برای آن ها روشن ساخت که روحش متزلزل و فکرش ناراحت است و هنوز راه حق را نیافته است. ابراهیم به آن ها فهماند که در راه به دست آوردن حق ساکت نیست و از خدا می خواهد که از این گمراهی طولانی نجاتش دهد و شب تاریک وجود او را روشن سازد؛ چرا که آنچه پرستش کرده است، مخلوقی متحرک است و نفع و ضرری را برایش ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سپس ابراهیم خورشید را در حال نور افشانی دید؛ نورش برق می زد و شعاع آن همه جا را کرده بود. خورشید زمین را سرشار از حیات و درخشندگی ساخته و به سرتاسر جهان نور و روشنایی بخشیده است؛ لذا ابراهیم گفت: این خورشید خدای من است؛ زیرا خورشید از تمام ستارگان بزرگ تر و نفعش زیادتر و مقامش بالاتر است اما زمانی که مانند سایر ستارگان ناپدید شد و از چشم عبادت کنندگان خود پنهان گردید، ابراهیم آنان را به شرک متهم ساخت و داغ کفر بر پیشانی آنان نهاد و گفت: من از آن چه شما برای خداوند شریک قرار می دهید، بیزارم. این ستارگانی که مکانشان عوض می شود و حال آنان تغییر می کند، باید آفریننده ای داشته باشند که آنان را اداره کند. خداوندی وجود دارد که آنان را طلوع و غروب می کند و حرکتشان می دهد. این شتارگان کذایی شایسته ی پرستش و سزاوار احترام و تعظیم نیستند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان حضرت الیاس علیه السلام&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1. نخست ببینیم در قرآن کریم در باره آن جناب چه آمده؟در قرآن عزیز جز در این مورد و در سوره انعام آنجا که هدایت انبیا را ذکر می کند و می فرماید: و زکریا و یحیی وعیسی و الیاس کل من الصالحین جای دیگری نامش برده نشده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در این سوره هم از داستان او به جز این مقدار نیامده که آن جناب مردمی را که بتی به نامب علمی پرستیده اند، به سوی پرستش خدای سبحان دعوت می کرده، عده ای از آن مردم به وی ایمان آوردند و ایمان خود را خالص هم کردند، و بقیه که اکثریت قوم بودند او را تکذیب نمودند، و آن اکثریت برای عذاب احضار خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; در باره آن جناب همان مدحی را کرده که در باره عموم انبیا علیه السلام کرده، و در سوره مورد بحث علاوه بر آن او را از مؤمنین و محسنین خوانده، و به او سلام فرستاده، البته گفتیم در صورتی که کلمه مذکور بنا بر قرائت مشهورال یاسین باشد 2. حال ببینیم در احادیث در باره آن جناب چه آمده؟ احادیثی که در باره آن جناب در دست است، مانند سایر روایاتی که در باره داستانهای انبیا علیه السلام هست، و عجایبی از تاریخ آنان نقل می کند، بسیار مختلف و ناجور است نظیر حدیثی که ابن مسعود آن را روایت کرده می گوید: الیاس همان ادریس است. یا آن روایت دیگر که ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آورده که فرمود: الیاس همان خضر است. و آن روایتی که از وهب و کعب الاحبار و غیر آن دو رسیده که گفته اند: الیاس هنوز زنده است، و تا نفخه اول صور زنده خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و نیز از وهب نقل شده که گفته: الیاس از خدا درخواست کرد: او را از شر قومش نجات دهد و خدای تعالی جنبنده ای به شکل اسب و به رنگ آتش فرستاد، الیاس روی آن پرید، و آن اسب او را برد. پس خدای تعالی پر و بال و نورانیتی به او داد و لذت خوردن و نوشیدن را هم از او گرفت، در نتیجه مانند ملائکه شد و در بین آنان قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باز از کعب الاحبار رسیده که گفت: الیاس دادرس گمشدگان در کوه و صحرا است، و او همان کسی است که خدا او را ذو النون خوانده، و از حسن رسیده که گفت: الیاس موکل بر بیابانها، و خضر موکل بر کوهها است، و از انس رسیده که گفت: الیاس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در بعضی از سفرهایش دیدار کرد و با هم نشستند و گفتگو کردند. سپس سفره ای از آسمان بر آن دو نازل شد. از آن مائده خوردند و به من هم خورانیدند، آنگاه الیاس از من و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خدا حافظی کرد. سپس او رادیدم که بر بالای ابرها به طرف آسمان می رفت. و احادیثی دیگر از این قبیل، که سیوطی آنهارا در تفسیر الدر المنثور در ذیل آیات این داستان آورده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در بعضی از احادیث شیعه آمده که امام علیه السلام فرمود: او زنده و جاودان است. و لیکن این روایات هم ضعیف هستند و با ظاهر آیات این قصه نمی سازند. و در کتاب بحار در داستان الیاس از قصص الانبیاو آن کتاب به سند خوداز صدوق، و وی به سند خود از وهب بن منبه و نیز ثعلب در عرائس از ابن اسحاق و از سایر علمای اخبار، به طور مفصل تر از آن را آورده اند، و آن حدیث بسیار مفصل است که خلاصه اش این است که: بعد از انشعاب ملک بنی اسرائیل، و تقسیم شدن در بین آنان، یک تیره از بنی اسرائیل به بعلبک کوچ کردند و آنها پادشاهی داشتند که بتی را به نام بعل می پرستید و مردم را بر پرستش آن بت وادار می کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پادشاه نامبرده زنی بدکاره داشت که قبل از وی با هفت پادشاه دیگر ازدواج کرده بود، و نود فرزند - غیر از نوه ها - آورده بود، و پادشاه هر وقت به جایی می رفت آن زن را جانشین خودمی کرد، تا در بین مردم حکم براند پادشاه نامبرده کاتبی داشت مؤمن و دانشمند که سیصد نفراز مؤمنین را که آن زن می خواست به قتل برساند از چنگ وی نجات داده بود. در همسایگی قصر پادشاه مردی بود مؤمن و دارای بستانی بود که با آن زندگی می کرد و پادشاه هم همواره او را احترام و اکرام می نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بعضی از سفرهایش، همسرش آن همسایه مؤمن را به قتل رسانید و بستان او راغصب کرد وقتی شاه برگشت و از ماجرا خبر یافت، زن خود را عتاب و سرزنش کرد، زن باعذرهایی که تراشید او را راضی کرد خدای تعالی سوگند خورد که اگر توبه نکنند از آن دوانتقام می گیرد، پس الیاس علیه السلام را نزد ایشان فرستاد، تا به سوی خدا دعوتشان کند و به آن زن و شوهر خبر دهد که خدا چنین سوگندی خورده شاه و ملکه از شنیدن این سخن سخت درخشم شدند، و تصمیم گرفتند او را شکنجه دهند و سپس به قتل برسانند ولی الیاس علیه السلام فرار کرد و به بالاترین کوه و دشوارترین آن پناهنده شد هفت سال در آنجا به سربرد و از گیاهان و میوه درختان سد جوع کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این بین خدای سبحان یکی از بچه های شاه را که بسیار دوستش می داشت مبتلا به مرضی کرد، شاه به بعل متوسل شد، بهبودی نیافت شخصی به او گفت: بعلاز این رو حاجتت را برنیاورد که از دست تو خشمگین است، که چرا الیاس علیه السلام رانکشتی؟ پس شاه جمعی از درباریان خود را نزد الیاس فرستاد، تا او را گول بزنند و با خدعه دستگیر کنند این عده وقتی به طرف الیاس علیه السلام می رفتند، آتشی از طرف خدای تعالی بیامد و همه را بسوزانید، شاه جمعی دیگر را روانه کرد، جمعی که همه شجاع و دلاور بودند و کاتب خود را هم که مردی مؤمن بود با ایشان بفرستاد، الیاس علیه السلام به خاطراینکه آن مرد مؤمن گرفتار غضب شاه نشود، ناچار شد با جمعیت به نزد شاه برود. در همین بین پسر شاه مرد و اندوه شاه الیاس علیه السلام را از یادش برد و الیاس علیه السلام سالم به محل خود برگشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و این حالت متواری بودن الیاس به طول انجامید، ناگزیر از کوه پایین آمده در منزل مادر یونس بن متی پنهان شود، و یونس آن روز طفلی شیرخوار بود، بعد از شش ماه دوباره الیاس از خانه مزبور بیرون شده به کوه رفت. و چنین اتفاق افتاد که یونس بعد از او مرد، و خدای تعالی او را به دعای الیاس زنده کرد، چون مادر یونس بعد از مرگ فرزندش به جستجوی الیاس برخاست و او را یافته درخواست کرد دعا کند فرزندش زنده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الیاس علیه السلام که دیگر از شر بنی اسرائیل به تنگ آمده بود، از خدا خواست تا از ایشان انتقام بگیرد و باران آسمان را از آنان قطع کند نفرین او مؤثر واقع شد، و خدا قحطی را بر آنان مسلط کرد. این قحطی چند ساله مردم را به ستوه آورد لذا از کرده خود پشیمان شدند، و نزد الیاس آمده و توبه کردند و تسلیم شدند. الیاس علیه السلام دعا کرد و خداوند باران را بر ایشان ببارید و زمین مرده ایشان را دوباره زنده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردم نزد او از ویرانی دیوارها و نداشتن تخم غله شکایت کردند، خداوند به وی وحی فرستاد دستورشان بده به جای تخم غله، نمک در زمین بپاشند و آن نمک نخود برای آنان رویانید، و نیز ماسه بپاشند، و آن ماسه برای ایشان ارزن رویانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از آنکه خدا گرفتاری را از ایشان برطرف کرد، دوباره نقض عهد کرده و به حالت اول و بدتر از آن برگشتند، این برگشت مردم، الیاس را ملول کرد، لذا از خدا خواست تا از شر آنان خلاصش کند، خداوند اسبی آتشین فرستاد،&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-انعام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-انعام</link>
							</item>
				<item>
			<title>اشنایی با سوره زلزله</title>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ghorankarem1/quick-uploads/besmellah-2-4.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;297&quot; height=&quot;152&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;امار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد ایات   8&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد کلمات  36&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد حروف  158&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;  بوسیله زلزله، صاعقه یا آفتی از آفات دنیایی، نخواهد مرد و وقتی وفات كرد دستور می دهند او را به بهشت برند و خداوند می فرماید: ای بنده من در هر جای بهشت كه دوست داشتی جای گیر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;************************************************************&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور كلى موضوعات مطرح شده در این سوره عبارتند از: وقوع زلزله هولناك زمین در هنگامه رستاخیز، بیان این حقیقت كه در هنگامه قیامت و با وقوع زلزله شدید آن زمین بارهاى سنگین خویش را بیرون مى افكند بارهایى كه به نظر بسیارى از مفسران خیل عظیم انسان هایى است كه از درون قبرها بر مى خیزند، اشاره به این كه در آن روز انسان علت حوادث را جویا مى شود، تصریح به این حقیقت كه زمین در آن روز عظیم تمامى اخبار خویش را بازگو مى كند، تصریح به این حقیقت كه وقایع آن روز به اشاره الهى است، اشاره به برانگیخته شدن انسان ها به صورت گروه هاى مختلف از درون قبرها اشاره به حساب و كتاب دقیق اعمال آدمى در آن روز و این كه هركس حتى به اندازه ذره اى نتیجه عمل خویش را خواهد دید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مهمترین محورهاى سوره مباركه زلزال اشاره به زلزله وحشتناك رستاخیزى است كه در اصطلاح بر آن نفخ صور اول مى گویند. در این روز انسان ها از این اتفاقات به شگفت مى آیند. پیام این قسمت سوره مباركه زلزال آن است كه قبل از فرارسیدن این روز مومنان خود را باید براى حضور در صحنه رستاخیز آماده كنند. در بخش دوم سوره زلزال به برخورد انسان با اعمالش در روز قیامت اشاره شده در واقع حساب رستاخیز بسیار دقیق است و انسان ها باید مراقب اعمال خود باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فضیلت این سوره از امام صادق علیه السلام روایت است: از قرائت سوره زلزال خسته نشوید زیرا هر كس در نمازهای مستحب خود این سوره را بخواند آزار زلزله ای بر او نخواهد رسید و بوسیله زلزله، صاعقه یا آفتی از آفات دنیایی، نخواهد مرد و وقتی وفات كرد دستور می دهند او را هب بهشت برند و خداوند می فرماید: ای بنده من در هر جای بهشت كه دوست داشتی جای گیر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام رضا علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: قرائت این سوره برابر یك چهارم قرآن و چهار بار قرائت آن را معادل یك ختم قرآن دانسته اند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: هر كس در شب جمعه دو ركعت نماز گزارد و در هر ركعت بعد از حمد پانزده بار سوره زلزال را قرائت نماید داوند او را از عذاب قبر و از سختی های هولناك قیامت ایمن می دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نبی اكرم صلی الله علیه و اله وسلم مردی از یارانش را خطاب قرار داد و فرمود: آیا ازدواج كرده ای؟ گفت: نه زیرا چیزی ندارم كه ازدواج كنم فرمودند: آیا سوره قل هو الله احد را می دانی؟ گفت: آری حضرتش فرمودند: این سوره یك چهارم قرآن است سپس فرمودند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا سوره قل یا ایها الكافرون را می دانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- آری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرمودند: این سوره یک چهارم قرآن است. سپس فرمودند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- آیا سوره اذا زلزلت را می دانی؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;- آری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت فرمودند: این سوره یک چهارم قرآن است. ر ادامه عرض كردند: ازدواج كن، ازدواج كن، ازدواج كن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام رضا علیه السلام از قول رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: قرائت این سوره برابر یك چهارم قرآن و چهار بار قرائت آن را معادل یك ختم قرآن دانسته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنگامی كه خواستی در خواب امورات عجیب یا حاجت و خواسته ای را كه داری ببینی كه چه می شود، هنگامی كه سرت را در هنگام خواب روی بالش گذاشتی، سوره زلزال را 7 مرتبه قرائت كن. پس از این كار بگو: «یا ملائكة ربّی بحق هذه السورة و من انزلها و من نزلت علیه و بحق اسماء الله علیكم و آیاته الكافة كلّها الّا ما اخْبِر تُمونی فی لیلتی هذه كذا و كذا.» یعنی در این جا ذكر حاجت می كنی كه در خواب نشان دهند كه چه خواهد شد. پس به اذن خداوند به تو پس از دو شب یا 5 شب در عالم رویا آنچه را كه باید نشان بدهند می دهند. همه این موارد را باید در حالی كه طاهر و پاكیزه و با وضو هستی انجام دهی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر كس سوره زلزال را بنویسد و به سارقی بخوراند دزد به كرده خود اقرار كرده و رسوا می شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر كس سوره زلزال را بنویسد و با خود همراه داشته باشد یا آن را قرائت نماید و بعد بر شخصی كه از او می ترسد وارد شود از آنچه می ترسد در امان خواهد بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق علیه السلام فرموده اند: &amp;#8230;اگر [این سوره را] بر ظرف جدیدی نوشته شود و بیماری كه لرزش دارد به آن بنگرد به اذن خدا تا سه روز دیگر بهبود می یابد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سخنی از امام صادق علیه السلام آمده است: هر كس سوره زلزال را بنویسد و با خود همراه داشته باشد یا آن را قرائت نماید و بعد بر شخصی كه از او می ترسد وارد شود از آنچه می ترسد در امان خواهد بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; ***********************************************************&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مردی به حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسید و گفت: ای رسول خدا سوره ای از قرآن بگو تا بخوانم. پیامبر فرمودند: سه سوره از سوره هایی را که با «الر» آغاز می شود[یونس؛ هود، یوسف، ابراهیم، حجر]را بخوان. آن مرد گفت: من پیرم و مشکلاتی دارم نمی توانم آن را بخوانم. پیامبر فرمود: سه سوره از سوره هایی را که با «حم» آغاز می شود[غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف] را بخوان. آن مرد همان حرف سابق را تکرار کرد. پیامبر فرمودند: سه سوره از سوره های «مسبحات» را بخوان [حدید، حشر، صف، اعلی، جمعه، تغابن]؛ باز هم جمله پیرمرد تکرار شد و گفت:ای رسول خدا یک سوره جامع را بگو آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: سوره «زلزال» را قرائت کن. &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنای-با-سوره-زلزله&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنای-با-سوره-زلزله</link>
							</item>
				<item>
			<title>اشنایی باسوره قدر</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ghorankarem1/quick-uploads/besmellah-2-3.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;352&quot; height=&quot;180&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #99cc00; font-size: 24pt;&quot;&gt;تعداد امار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد ایه    5&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد کلمه30&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعداد حروف 114&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ارزش و قدر آن بهتر و برتر از هزار ماه در سال است. شب قدر در ماه مبارک رمضان رخ داده و اشاره  به نزول قرآن و اهمیت این شب پربرکت دارد. &quot;خواندنسوره قدر در ماه مبارک رمضان&quot; بسیار توصیه شده است و فضایل بی شماری برای آن شمرده اند. تشویق و اهمیت دادن به این سوره نشان می دهد که فضیلت خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان از آن کسی است که بخواند و حقیقت را درک کند و به محتوای آن عمل کند. به راستی چرا فضیلت های بسیاری برای تلاوت سوره قدر ذکر شده است؟ ان شاء الله امید است همگی به معرفت قدر دست یابیم. اگر می خواهید با فضیلت خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان آشنا شوید  با باشگاه خبرنگاران جوان  همراه باشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فضیلت خواندن سوره قدر در ماه رمضان از زبان ائمه&lt;br /&gt;ائمه تاکید بسیاری بر خواندن سوره قدر داشته اند. عظمت سوره قدر از زبان ائمه در چند روایت در زیر آمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره قدر در ماه مبارک رمضان نازل شده است  و به مناسبت آغاز آن با &quot;انا انزلناه&quot; به این نام نیز شهرت دارد. فضائل و خواص بی شماری برای تلاوت کنندگان این سوره شمرده اند. پیامبر اکرم (ص) در بیان خواص قدر فرمودند: هر کسی سوره قدر را تلاوت کند همانند فردی است که کل ماه رمضان را روزه گرفته و شب قدر را احیا داشته است و ثواب آن کسی را دارد که در راه خدا جهاد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت علی (ع) تاکید بسیاری بر خواندن سوره قدر در ماه مبارک رمضان دارند و در کلامی زیبا فضیلت خواندن این سوره را اینگونه توصیف کرده اند: هر چیز میوه ای دارد و میوه قرآن سوره قدر است، هر چیز گنجی دارد و گنج قرآن سوره قدر است، هر چیز یاری گری دارد و یاری گر ضعیفان سوره قدر است، و هرچیزراه آسانی دارد و راه آسان برای درماندگان سوره قدر است و هر چیز عصمتی دارد و عصمت مؤمنان سوره قدر است و هر چیز هدایتی دارد و هدایت صالحان سوره قدر است، هر چیز سروری دارد و سرور قرآن سوره قدر است. هر چیز زینتی دارد و زینت قران سوره قدر است، هر چیز بشارتی دارد و بشارت مردم سوره قدر است و برای هر چیز حجتی است و حجت بعد از پیامبر اکرم (ص) سوره قدر است پس به آن ایمان بیاورید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق (ع) در  روایتی  فرموده اند: سوره قدر در گنجینه رحمت الهی است و هر روز هزاران فرشته گرداگرد این سوره طواف کرده، آن را تعظیم و تکریم می کنند. هم چنین از این امام بزرگوار نقل است این سوره گنج مردم مستمند است و چنان چه کسی تنگ دست باشد و مداومت بر خواندن این سوره مبارک کند روزی او از جایی می رسد که انتظار آن را ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از امام صادق نقل است که فرمودند: نوری که پیشاپیش مومنان در روز قیامت است نور سوره قدر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام باقر (ع) فرمودند: هر کس این سوره را آهسته قرائت نماید مانند آن کسی است که در راه خدا در خون خود غلتیده است. و هر کس قدر را ده بار بخواند خداوند تمامی گناهان او را محو و پاک می کند و اگر در نماز واجب خواندید صدایی از جانب خداوند آن کس را صدا می زند که ای بنده من! بخشیدم بر تو گناهان گذشته را و اعمالت را از سر بگیر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از امام رضا (ع) نقل شده است: هر کس که نزد قبر برادر مؤمن خود از هر جانب که بگذارد دست خود را، هفت بار انا انزلناه را بخواند از بیم و هراس روز قیامت در امان خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; ***********************************************************************************************************************&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برکات و آثار خواندن سوره قدر در ماه رمضان&lt;br /&gt;ادای دین و قرض&lt;br /&gt;یکی از آثار و برکات خواندن سوره قدر تسریع در پرداخت بدهی و خروج از دین است. امام باقر (ع) در جواب شخصی که نمی توانست قرض خود را ادا کند فرمودند: زیاد استغفار کنید و سوره قدر را فراوان بخوانید.  امام علی (ع) سوره قدر را بهترین رفیق انسان که به وسیله آن می تواند قرض خود را ادا کند معرفی می کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درمان دردهای بی درمان&lt;br /&gt;در  حدیثی  از امام جعفر صادق (ع)   ذکر شده است: هر کس که دردی دارد کوزه ای نو بگیرد و در آن آب بریزد و این کار را خود به عهده گیرد سپس سوره قدر را به شیوه ترتیل سی بار بر آن آب بخواند . آنگاه از آن آب بنوشد و با آن وضو بگیرد و هر مقدار که از آب کم شد بر آن بیفزاید سه روز بر او نمی گذرد مگر اینکه به اذن خداوند درد او درمان می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; امام صادق در  حدیثی فرمودند : هر کس سوره قدر را بر آب بخواند و سپس از آن بنوشد خداوند نوری زیبا در چشمان او قرار می دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; از بین رفتن درد زایمان سخت از دیگر فضیلت های خواندن سوره قدر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; صاحب فرزند شدن&lt;br /&gt;عده ای از افراد از داشتن فرزند و یا جنسیت دلخواه محروم اند. امام باقر (ع) به زنان باردار سفارش می کند  سوره قدر را با مشک و زعفران بنویسند و سپس بشوید. آب آن را به زن حامله بدهید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; درمان بیماری های مختلف&lt;br /&gt;امام صادق (ع)   : اگر سوره قدر را بر سفالی جدید نوشته و با آب باران شسته شود سپس مقداری شکر بر آن اضافه کنند و کسی که درد کبد دارد آن را بنوشد به اذن خداوند خوب می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; داشتن خواب آرام و آرامش در هنگام خواب&lt;br /&gt; به نقل از امام صادق (ع) : هر کس بعد از نماز 15 بار سوره قدر را قرائت کند تا شب آینده در امان خداوند است. و هر که هفت بار این سوره را قبل از خواب قرائت نماید تا صبحگاه در پناه حق خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; اجابت شدن دعاها&lt;br /&gt;در  حدیثی از امام جواد (ع) این طور  آمده است که : هر کس سوره قدر را در یکی از نمازهای خود قرائت نماید نمازش مورد قبول و ثوابش دو برابر می شود و هر کس این سوره را بخواند و آنگاه دعا کند دعایش در لوح محفوظ مستجاب نوشته می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; آمرزیده شدن گناهان&lt;br /&gt;************************************************************************************************************************&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; طلب آمرزش برای اموات&lt;br /&gt;یکی از حقوقی که بر عهده عموم انسان ها خصوصا مومنین است به یاد داشتن و طلب آمرزش از درگاه ایزد منان برای اموات و درگذشتگان به ویژه والدین، بستگانی است که از دنیا به سرای باقی رفته اند می باشد. در   بیانات امام  هشتم در رابطه با خواندن  سوره قدر   این طور آمده است که : هر کس قبر مومنی را زیارت کند و در کنار قبر آن سوره قدر را هفت مرتبه قرائت کند، خداوند هم او و هم صاحب قبر را می آمرزد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; هم چنین بخوانید: بهترین احادیث  درباره  فضیلت ماه مبارک رمضان &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همانطور که خواندید بر فضیلت خواندن سوره قدر در ماه رمضان  توصیه اکید شده است&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-باسوره-قدر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-باسوره-قدر</link>
							</item>
				<item>
			<title>اشنایی با سوره توبه</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ghorankarem1/quick-uploads/besmellah-2-2.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;291&quot; height=&quot;149&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;تعدادحروف    11116&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; تعداد ایات     129&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوعات مطرح شده: مسائل مهم سیاسی برائت و دوری از مشرکین – رحمت و الطاف و عنایات الهی – جریان جنگ تبوک – افشای منافقین – دعوت مسلمین - حفظ اتحاد – داستان آموزنده مصجد ضرار.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح محتوا و خصوصیات&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فضیلت قرائت و خواص سوره توبه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1. در امان ماندن از آتش سوزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: هرکس این سوره را بنویسد آتش به منزل او نمی رسد و تا وقتی که این نوشته با اوست، آتش به او نزدیک نمی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2. در امان ماندن از شر حیوان درنده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر کس از حیوانات وحشی و درنده می ترسد آیه 128-129 سوره توبه را بخواند از ناحیه آن به حیوانات به او ضرری نمی رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3. دفع وسوسه و دلشوره&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به جهت رفع وسوسه و دلشوره و گمان بد آیه 129 سوره توبه را بخواند و با خود همراه کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا این سوره بسم الله ندارد پاسخ این سوال را چگونگی شروع این سوره به ما می دهد٬ زیرا این سوره با اعلان جنگ به دشمنان پیمان شکن٬ و اظهار برائت و بیزاری و پیش گرفتن یک روش محکم و سخت در مقابل آنان آغاز شده است و نشان دهنده خشم خدا نسیت به این گروه است و با بسم الله الرحمن الرحیمکه نشانه صلح و دوستی و محبت و بیان کننده صفت رحمانیت و رحیمیت خداست٬ تناسب ندارد و به همین دلیل با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شأن نزول و محتوای سوره توبه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به معنى بازگشتن از گناه و کار بد، و نام نهمین سوره قرآن مجید است. نام این سوره از آیه 105 آن گرفته شده است. در این سوره داستان متخلّفین از جنگ تبوک آمده است. سوره توبه تنها سوره اى از قرآن است که بدون بسم اللّه الرّحمن الرّحیم آغاز مى شود. زیرا اعلان جنگ به مشرکان و برائت از آنان است. پاره اى از موضوعات این سوره عبارتند از: قطع رابطه با مشرکان، جهاد در راه خدا، ستایش مجاهدان راه خدا، لزوم تحصیل علم، و پرهیز از تراکم ثروت، داستان هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله، موضوع ماه هاى حرام، گرفتن جزیه از اقلّیت هاى مذهبى، سرنوشت منافقان و موضوع زکات. این سوره در مدینه نازل شده و 219 آیه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای این سوره ده نام ذکر کرده اند، ولی نام توبه به دلیل آیات فراوانی که در این باره سخن گفته است و نام برائت به خاطر آمدن در ابتدای سوره، مشهورتر است. سوره توبه تنها سوره ای است که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نشده است. درباره دلیل این امر از قول امام علی علیه السلام آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم برای امان دادن و رحمت است و سوره برائت برای دفع امان و جنگ نازل شده است 2 از این رو در ابتدای این سوره بسم الله نیامده است. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: هر کس سوره انفال و توبه را قرائت نماید، من شفاعت کننده و گواهی دهنده به سود او در روز قیامت هستم که او از نفاق مبرّا است و به تعداد همه مردان و زنان منافق در دنیا، ده حسنه به او عطا می شود و ده گناه از او پاک شده و ده درجه بر درجات او افزوده می شود و عرش و حاملان آن در ایام حضورش در دنیا، بر او درود می فرستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق علیه السلام: کسی که سوره انفال و توبه را در هر ماه قرائت کند، هرگز نفاق وارد قلب او نمی شود و از شیعیان امیرالمومنین علی علیه السلام خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تفسیر عیاشی پس از نقل این روایت اضافه کرده است: و روز قیامت بر سفره های بهشتی همراه شیعیان امام علی علیه السلام روزی می خورد تا اینکه مردم از حساب فارغ شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آثار و برکات تلاوت سوره توبه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1. در امان ماندن از آتش سوزی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: هرکس این سوره را بنویسد آتش به منزل او نمی رسد و تا وقتی که این نوشته با اوست، آتش به او نزدیک نمی شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2. در امان ماندن از شر حیوان درنده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر کس از حیوانات وحشی و درنده می ترسد آیه 128-129 سوره توبه را بخواند از ناحیه آن به حیوانات به او ضرری نمی رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3. دفع وسوسه و دلشوره&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به جهت رفع وسوسه و دلشوره و گمان بد آیه 130 سوره توبه را بخواند و با خود همراه کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان سوره توبه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سه گنه کار خوش عاقبت - داستان زیبای سوره توبه-&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر آن که در سفر تَبوک، گروهی از منافقین مدینه، و بهانه جویان اَعراب با رسول خدا صلی الله علیه و آله همراهی نکردند و در مدینه ماندند سه نفر از مردان با ایمان هم بی هیچ شک و نفاقی و با نداشتن هیچ عذر و بهانه ای توفیق همراهی با رسول خدا را نداشتند و در مدینه ماندند: کَعب بن مالک، مرارة بن ربیع و هلال بن امیه واقفی که از نیکان صحابه رسول خدا بودند اما از همراهی با وی کناره گرفتند و در جنگ تبوک همراه مسلمانان بیرون نرفتند بلکه به انتظار بازگشت رسول خدا در مدینه ماندند، و کاری مانند کار منافقان مدینه و اعراب اطراف مدینه مرتکب شدند (همان کسانی که جان خود را از رسول خدا دریغ داشتند، و آسودگی را بر رنج و مشقت جهاد ترجیح دادند و از پیشامدهای جنگ به هراس افتادند. همانان که خدای متعال در آیه های سورۀ توبه آن ها را نکوهش می کند و به سختی مورد ملامت و سرزنش قرار می دهد پیامبرش را می فرماید که: اگر مردند بر آن ها نماز نگزارد و بر گورهاشان نایستد و پس از این هم همراهی آنان را قبول نکند)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدا خوش نداشت که از این سه نفر مؤمن با إخلاص، کاری کم یا بیش شبیه کار منافقان سر زند و در پایان کار هم به صریح قرآن مجید توبه آنان را پذیرفت. یکی از این سه نفر کعب بن مالک شاعر رسول خدا است و او خود داستان تخلف از رسول خدا و مشکلاتی که د راین راه پیش آمد و تأدیبی که رسول خدا فرمود و سرانجام قبول توبه را مطابق آنچه مورخان و محدثان اسلامی از جمله: این اسحاق در سیره و بخاری و مسلم در دو کتاب خودشان روایت کرده اند، چنین شرح می دهد و می گوید: در هیچ یک از جنگ های رسول اکرم جز در جنگ تبوک کناره گیری نکردم، چرا، در جنگ بدر هم همراه نبودم اما رسول خدا أحدی را در تخلف از بدر مورد ملامت قرار نداد زیرا که او فقط به قصد کاروان تجارت قریش بیرون رفته بود و خدای متعال را مسلمانان و مشرکان را بدون پیش بینی آنان در مقابل هم قرار داد. من در شب عقبه هنگامی که پیمان اسلام می بستیم، در حضور رسول خدا بودم و هر چند آوازه و شهرت جنگ بدر در میان مردم بیشتر است، لیکن من دوست ندارم که به جای شرکت در بیعت عقبه در جنگ بدر شرکت می کردم. داستان من در جنگ تبوک این بود که من هرگز نیرومند تر و توانگر تر از روز تبوک که همراه رسول خدا نرفتم - نبودم. به خدا سوگند هرگز پیش از آن روز نشده بود که من دو شتر سواری داشته باشم، اما آن روز دو شتر آمادۀ سواری داشتم. رسول خدا هیچ گاه رهسپار جنگی نمی شد، مگر آن که به عنوان دیگری مقصد خود را نهفته می داشت تا آن که این غزوه پیش آمد و چون رسول خدا صلی الله علیه و آله در گرمای شدید تابستان حرکت می کرد و راهی دور و بیابانی هولناک در پیش داشت و با دشمنی انبوه روبه رو می شد مقصد خود را آشکار برای مسلمانان بیان داشت تا چنان که باید آمادۀ جنگ شوند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسلمانانی که همراه رسول خدا رفته بودند بسیار بودند و دفتری هم که نام آنان را ثبت کند در کار نبود و هر مردی می خواست کناره گیری کند گمان می داشت که تا وحی خدا دربارۀ او نازل نشود امر او بر رسول خدا پوشیده خواهد ماند. رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی رهسپار تبوک می شد که میوه ها و سایه ها دل پذیر بود. شخص رسول خدا ومسلمانان با توفیق خود را آمادۀ حرکت ساختند. من هم بامداد از خانه بیرون آمدم تا خود را آمادۀ سفر کنم اما بی آن که کاری انجام دهم به خانه بازگشتم و با خود می گفتم هنوز می توانم همراهی کنم، اما توفیق پیدا نمی کردم تا مردم سفری شدند، و پیغمبر و همراهانش روبه راه نهادند و هنوز من هیچ گونه آمادگی برای حرکت و همراهی نداشتم.با خود گفتم: یکی دو روز بعد آماده می شوم و خود را می رسانم. با مدادی پس از حرکت رسول خدا از خانه بیرون آمدم تا خود را مجهز کنم اما کاری نکرده به خانه بازگشتم. بامداد فردا به همان قصد از خانه بیرون آمدم باز کاری نکرده به خانه بازگشتم. وضع من این بود تا لشگریان اسلامی با شتاب پیش رفتند، و هرچند می خواستم به هر وضعی شده حرکت کنم و خود را به آنان برسانم- و کاش رفته بودم- اما توفیق نیافتم. پس از رفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله هر گاه از خانه بیرون می رفتم و در میان مردم می گشتم، از این که جز منافقی بدنام، یا ناتوانی معذور، کسی را نمی دیدم افسرده خاطر می شدم. رسول خدا صلی الله علیه و آله تا تبوک نامی از من نبرده بود، اما هنگامی که در تبوک در میان اصحاب نشسته بود پرسیده بود کعب چه کرد؟ مردی از بنی سلمه پاسخ داده بود: ای رسول خدا، جامه های فاخر و کبر فروشی او را در مدینه نگه داشته است. مُعاذ بن جبل گفته بود: چه بد گفتی، به خدا سوگند ای رسول خدا ما از کعب جز خوبی ندیده ایم و رسول خدا دیگر سخن نگفته بود. چون خبر را یافتم که رسول خدا صلی الله علیه و آله به مدینه باز می گردد، اندوه من تازه شد. در فکر بهانه جویی و دروغ گفتن بر آمدم. با خود گفتم که با خشم رسول خدا چه خواهم کرد؟ و از هر خردمندی که در خاندانم بود کمک می خواستم. پس چون گفتند که ورود رسول خدا نزدیک شده، اندیشۀ باطل از من دور شد و دانستم که هرگز با دروغ پردازی از خشم او رهایی نخواهم داشت، و تصمیم گرفتم که نزد وی راست بگویم. رسول خدا صلی الله علیه و آله از راه رسید، و به عادت معمول خویش ابتدا به مسجد رفت و دو رکعت نماز خواند، و سپس برای ملاقات با مردم نشست، و چون این کار به انجام رسید، بازماندگان از جهاد که هشتاد و چند نفر بودند، شرفیاب می شدند، و نزد آن حضرت به عذر خواهی و قسم خوردن می پرداختند. رسول خدا هم اظهارات آنان را می پذیرفت و با آنان بیعت می کرد و بر ایشان از خدا مغفرت می خواست، و باطنشان را به خدا وامی گذاشت. من هم شرفیاب شدم. چون سلام کردم تبسّمی کرد که نشانی از خشم داشت. سپس گفت: پیش بیا. جلو رفتم و در پیش روی او نشستم آن گاه به من گفت: چرا عقب ماندی؟ مگر شتر سواری خود را نخریده بودی؟ گفتم: چرا، به خدا سوگند ای رسول خدا اگر نزد شخص دیگری از مردم دنیا نشسته بودم تصوّر می کردم که با معذرت خواهی از خشم وی در امان خواهم ماند، اما اکنون به خدا سوگند یقین دارم که اگر امروز با سخنی دروغ، تورا از خود خشنود سازم، به زودی خدا تورا از راه وحی بر من به خشم خواهد آورد. اما اگر راست بگویم و از آن در خشم شوی امیدوارم در نتیجه آن راستی خدا از من بگذرد. نه به خدا سوگند عذری نداشتم، به خدا سوگند هرگز نیرومندتر و توانگرتر از روزی که با تو همراهی نکردم، نبوده ام. رسول خدا گفت: راست گفتی، برخیز تا خدا درباره ات چه فرماید. برخاستم و می رفتم که مردانی از بَنی سَلِمَه نیز برخاستند و به دنبال من آمدند و گفتند: به خدا سوگند پیش از این از تو گناهی ندیده ایم اما امروز تو را درمانده یافتیم چرا تو هم مانند دیگران نزد رسول خدا عذر نیاوردی تا برای توهم استغفار کند و گناه تو هم آمرزیده شود؟ به خدا سوگند به قدری اصرار ورزیدند که خواستم برگردم و خود را در آنچه گفته بودم، نزد رسول خدا تکذیب کنم. اما از آنان پرسیدم که آیا شخص دیگری نیز مانند من گرفتار شده است؟ گفتند: آری. دو مرد دیگر هم مانند تو اعتراف کردند و همان پاسخی را که رسول خدا به تو گفت شنیدند. گفتم: آن دو مرد کیستند؟ گفتند: مُرارة بن رَبیع امری وهِلال بن أُمَیۀ واقفی. بدین ترتیب دو مرد شایسته از اهل بدر را نام بردند که شایستگی پیروی داشتند، و با شنیدن نام آن دو از تردید بیرون آمدم. رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان همه کسانی که همراه او نرفته بودند تنها مسلمانان را از سخن گفتن با ما سه نفر بازداشت کرد، و ناچار از مردم کناره گرفتیم و آنها هم از ما رمیدند و کار ما به آنجا کشید که من حتی خودم را هم نمی شناختم و زمین در نظرم بیگانه و جز آن زمینی بود که می شناختم، و پنجاه شب و روز وضع ما به این ترتیب برگزار شد. مُرارَه و هِلال بیچاره خانه نشین شدند و کار آن دو نفر گریه بود. لیکن من که از آن دو جوانتر و شکیباتر بودم از خانه بیرون می رفتم و به نماز جماعت مسلمانان حاضر می شدم و در بازار ها رفت و آمد می کردم، اما هیچ کس با من سخن نمی گفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از نماز می نشست نزد وی می رفتم و سلام می کردم و با خود می گفتم: آیا جواب سلام مرا هر چند آهسته هم باشد داد، یا نه! سپس نزدیک او به نماز می ایستادم و زیر چشمی به او می نگریستم. هر گاه سرگرم نماز خود بودم به من می نگریست اما چون به او متوجه می شدم از من روی گردان می شد. چون از بی مهری مردم به ستوه آمدم، به راه افتادم و از دیوار باغ پسر عموی خود اَبو قَتاده که او را بیش از هم کس دوست می داشتم بالا رفتم و بر او سلام کردم، اما به خدا سوگند که جواب سلام مرا نداد. گفتم: ای ابو قتاده تو را به خدا سوگند، می دانی که من خدا و رسولش را دوست می دارم؟ جوابی نداد. دیگر بار او را سوگند دادم باز خاموش ماند، سومین بار که سخن خود را تکرار کردم و او را سوگند دادم گفت: خدا و رسولش بهتر می دانند. پس اشک من فرو ریخت و از همان راهی که آمده بودم باز گشتم و سپس روانه بازار شدم. در بازار مدینه راه می رفتم که ناگاه یکی از نَبَطیان شام که برای فروش خواروبار به مدینه آمده بود از من سراغ می گرفت و می گفت: کعب بن مالک را که به من نشان می دهد؟ مردم مرا به او نشان دادند تا نزد من آمد، و نوشته ای از پادشاه غسّانی (جبلة بن أیهم، یا حارث بن ابی شمر غسانی) به من داد که در آن نوشته بود: اما بعد، خبر یافته ام که سرورت بر تو جفا کرده است. با آن که تحمل خواری و زبونی را خدا بر تو واجب نکرده است، نزد ما بیا تا با تو همراهی کنیم. چون نامه را خواندم گفتم: این هم جزء گرفتاری است، راستی کار من بجای کشیده است که مردی مشرک در من طمع ورزد. آنگاه بر سر تنور آتش رفتم و نامه را در تنور افکندم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چهل روز از گرفتاری ما گذشته بود که ناگاه، خُزَیمَة بن ثابت فرستادۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد و گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: که از همسرت کناره گیری کنید. گفتم: طلاقش دهم؟ وگرنه باید چه کنم؟ گفت: نه، بلکه از او کناره گیری کن و نزدیکش مرو رسول خدا نزد هِلال و مُراره کس فرستاد تا از زنان خود کناره گیری کنند. پس به همسرم گفتم: پیش پدر و مادرت برو و نزد آنان بمان تا خدا تکلیف مارا روشن سازد. زن هلال بن اُمیه (خَوله دختر عاصم) نزد رسول خدا رفت و گفت: ای رسول خدا، هلال بن امیه پیری از کار افتاده است، و خدمت گذاری ندارد، اجازه می دهی او را خدمت کنم؟ فرمود: عیبی ندارد، اما به تو نزدیک نشود. زن هلال گفت: به خدا سوگند که اورا به من رغبتی نیست، و از روزی که این پیشامد شده است تا امروز کار او گریه است و چشم او در خطر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از بستگانم به من گفت: اکنون که رسول خدا صلی الله علیه و آله زن هلال را اجازه داد تا نزد شوهرش بماند و او را خدمت کند، کاش تو هم برای زنت اجازه می گرفتی. گفتم: به خدا سوگند در این موضوع از رسول خدا چیزی نمی خواهم، چه من مرد جوانی هستم و نمی دانم که هر گاه با وی صحبت کنم به من چه پاسخ خواهد داد. ده روز دیگر هم بدین وضع سپری شد، و مدتی که مردم به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله با ما سخن نمی گفتند به پنجاه روز رسید. بامداد شب پنجاهم بود که روی بام یکی از اطاق های خانۀ خود نماز صبح را خواندم و در حالی که از جان خود به تنگ آمده بودم، و زمین فراخ پهناور به من تنگ آمده بود (چنان که خدای متعال در قرآن مجید یادآور شده است)، ناگهان آواز فریاد کننده ای از بالای کوه سَلع به گوشم رسید که با صدای بلند فریاد می کرد: ایکَعب بن مالک مژده باد تورا. پس به سجده افتادم و دانستم گشایشی پیش آمده است. رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از نماز صبح، قول توبه ما را نزد پروردگار اعلام کرده بود، و مردم برا ی بشارت دادن به ما به راه افتاده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کسانی برای مژده رساندن نزد هلال و مراره رفتند، و اسب سواری (زُبَیر بن عَوّام) هم برای بشارت دادن به من بتاخت می آمد. در این میان مردی از قبیلۀ أسلَم (حمزة بن عَمرو أسلمی) بر کوه سلع بالا رفت و فریاد کرد: و صدای او تندروتر از اسب بود و زودتر رسید، و بدین جهت هنگامی که خودش برای بشارت دادن نزد من آمد، دو جامۀ خود را از تن بیرون آوردم و به مژدگانی بر تن او پوشاندم، با آنکه به خدا سوگند در آن روز، جز همان دو جامه لباسی نداشتم و دو جامۀ دیگر عاریه گرفتم و پوشیدم. آنگاه نزد رسول خدا رهسپار شدم. در بین راه مردم دسته دسته، به من می رسیدند و به عنوان تهنیت می گفتند: مبارک باد تو را که خدا توبه ات را پذیرفت. وارد مسجد شدم و دیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان مردم نشسته است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-توبه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-توبه</link>
							</item>
				<item>
			<title>اشنایی با سوره ناس</title>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/ghorankarem1/quick-uploads/besmellah-2-1.png&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;197&quot; height=&quot;164&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره‌های قرآن کریم، می‌توانند همانند نوری قلب مومن را بشکافند و آفات قلب وی را از بین ببرند. در احادیث و کتب مختلف خواص و فضایل متعددی برای این سوره‌های معطر آورده شده است و سوره ناس نیز یکی از این سوره هاست که سفارش فراوانی برای قرائت آن شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین راستا امروز باشگاه خبرنگاران جوان قصد دارد تا شما را با خواص حیرت انگیز آخرین سوره قرآن کریم یعنی سوره ناس آشنا نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معرفی سوره ناس&lt;br /&gt;سوره ناس، صد و چهاردهمین (آخرین) سوره و از سوره‌های مکی قرآن که در جزء سی‌ام آورده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سوره ناس جزو چهارقل محسوب می شود و خداوند در این سوره به پیامبر (ص) دستور می‌دهد در مقابل وسوسه‌گرانِ پنهان به خدا پناه ببرد. در برخی از تفاسیر اهل سنت آمده است این سوره هنگامی نازل شد که مردی یهودی، پیامبر (ص) را سِحر کرد و پیامبر به سبب آن بیمار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: سوره ای که در زندگی معجزه میکند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;پس از آمدن جبرئیل و نزول سوره فلق و ناس، آیات آن بر پیامبر (ص) خوانده شد و او از بستر بیماری برخاست. برخی از عالمان شیعه به این سخن اشکال کرده‌اند و گفته‌اند سحر و جادو بر پیامبر (ص) اثر نمی‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متن و ترجمه سوره ناس&lt;br /&gt;بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نام خدای بخشاینده مهربان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بگو: به پروردگار مردم پناه می‌برم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مَلِکِ النَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرمانروای مردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;إِلَهِ النَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خدای مردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از شر وسوسه وسوسه گر نهانی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن که در دل‌های مردم وسوسه می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خواه از جنیان باشد یا از آدمیان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نامگذاری سوره ناس&lt;br /&gt;همانطور که می دانید، ناس به معنای «مردم» است و از آیه اول گرفته شده است و از طرفی سوره ناس را «مُعَوِّذه» نیز می‌گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نام به سبب آن است که انسان با خواندن این سوره خود را از وسوسه‌های شیطان تعویذ می‌کند و در پناه خدا قرار می‌دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: فضیلت و خواص سوره یس&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;همچنین به جهت اینکه انسان در مواقع احساس خطر، این سوره را می‌خواند تا پناه و نجات یابد، این سوره را مُشَقْشَقه نام نهاده اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دو سوره ناس و فلق را مشقشقتین و معوذتین گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترتیب و محل نزول&lt;br /&gt;سوره ناس جزو سوره‌های مکی و در ترتیب نزول، بیست و یکمین سوره‌ای است که بر پیامبر (ص) نازل شده است. این سوره در چینش کنونی مُصحَف، صد و چهاردهمین سوره است و در جزء سی‌ام قرآن جای دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویژگی‌ها سوره ناس&lt;br /&gt;سوره ناس ۶ آیه، ۲۰ کلمه و ۷۸ حرف دارد. این سوره به لحاظ حجمی جزو سوره‌های مُفصَّلات (دارای آیات کوتاه) است. سوره ناس جزو چهارقل است؛ چهار سوره‌ای که با کلمه «قُل» آغاز می‌شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محتوای سوره ناس&lt;br /&gt;خداوند در سوره ناس به رسول خود دستور می‌دهد از شر وسواس خَنّاس (وسوسه‌گر نهانى) به خدا پناه ببرد. محتوای این سوره شبیه سوره فلق است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: آثار و برکات خواندن سوره فتح&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;هر دو درباره پناه بردن به خدا از شـر و آفت‌ها سخن می‌گویند، با این تفاوت که در سوره فلق انواع مختلف شرور مطرح شده است؛ ولی در این سوره فقط بر روی شر وسوسه‌گران ناپیدا (وسواس خناس) تکیه شده‌است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شأن نزول سوره ناس&lt;br /&gt;درباره شأن نزول این سوره، روایتی در منابع اهل سنت نقل شده است که عالمان شیعه آن را نپذیرفته‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کتاب «الدر المَنثور» از کتاب‌های تفسیری اهل سنت آمده است مردى یهودى، پیامبر (ص) را سِحر کرد. جبرئیل نزد پیامبر (ص) آمد و مُعَوِّذتین (سوره فلق و ناس) را آورد و گفت: مردى یهودى تو را سحر کرده و سحر او در فلان چاه است. پیامبر (ص) علی بن ابی‌طالب را فرستاد تا سِحر را بیاورد؛ سپس دستور داد گره‌هاى آن را باز کند و براى هر گره، یک آیه از مُعَوِّذتین را بخواند. چون گره‌ها باز و این دو سوره تمام شد، پیامبر اسلام (ص) سلامتى خود را باز یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: شگفتی‌های یازدهمین سوره قرآن/ فضیلت و خواص قرائت سوره هود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد دلیلی وجود ندارد که پیامبر (ص) از نظر جسمی در برابر سِحر و جادو مقاوم باشد و جادو نتواند در بدن او مریضی ایجاد کند؛ بلکه آیات قرآن بر این دلالت دارند که دل و جان، و عقل و اندیشه پیامبر (ص) از سحر و نفوذ شیاطین در امان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فضیلت سوره ناس&lt;br /&gt;فضیل بن یسار می‌گوید: از پیشوای پنجم، امام باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به بیماری و درد شدیدی گرفتار شد، جبرئیل و میکائیل به محضرش مشرف شدند، جبرئیل بالای سر آن حضرت و میکائیل پایین پاهایش نشست. جبرئیل حضرت را در پناه سوره فلق قرار داده و میکائیل در پناه سوره ناس. (ابی خدیجه - که از محضر پیشوای ششم (علیه السلام) استفاده می‌کرده - می‌گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: جبرئیل به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشرف شد. در حالی که آن حضرت از درد به خود می‌پیچید، جبرئیل حضرت را در پناه سوره‌های فلق، ناس و توحید قرار داد و گفت: بسم الله ارقیک و الله یشفیک من کل داء یوذیک، خذ‌ها فلتهنیک.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این امور بیانگر این است که این دو سوره، از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عبدالله بن حبیب می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: هر یک از سوره‌های توحید، فلق و ناس را در هنگام صبح و عصر سه بار تلاوت کن که تو را از هر چیز دیگری بی نیاز می‌کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عقبة بن عامر نیز می‌گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمود:‌ای عقبه! آیا تو را آگاه کنم از سه سوره‌ای که در تورات، انجیل و قرآن نازل شده است! گفتم: بلی، فدایت شوم! حضرت سوره‌های بالا را برایم تلاوت کرد و آنگاه فرمود:‌ای عقبه! هرگز این سوره‌ها را فراموش مکن و حتما شب‌ها آن‌ها را تلاوت کن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید توجه داشت این که این سوره‌ها در هر سه کتاب آسمانی نازل شده، بیانگر اهمیت و منزلت این سوره هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در روایتی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) گفته شده که بعد از هر نمازی، سوره‌های معوذتین را تلاوت کن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: اسراری در باب سوره نساء/ غلبه بر دشمن و تاثیر نکردن سحر به کمک سوره نساء&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;شخصی به نام عبدالله بن انیس اسلمی می‌گوید: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دست مبارکش را بر سینه ام گذاشت و فرمود: بگو: قل. من نمی‌دانستم چه بگویم، سپس فرمود: بگو: قل هو الله احد بار دیگر به من توجه کرد و فرمود: بگو: قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق وقتی سوره را تمام کردم، باز فرمود: بگو: قل اعوذ برب الناس وقتی این سوره را نیز به پایان بردم، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: این گونه به قرآن پناه ببر و بدان که تنها بدین سوره‌ها می‌توان پناه برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خواص سوره ناس&lt;br /&gt;در طب الائمه آمده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کسل و بی حال می‌شد یا به چشم درد و یا درد دیگری گرفتار می‌گردید، دست‌های خود را باز می‌کرد، سوره‌های حمد، فلق و ناس را قرائت می‌کرد، آنگاه دست هایش را بر صورت و چهره خود می‌کشید، با این عمل، درد و بیماری او برطرف می‌شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه گفته شد برای تمام کسالت‌ها و بی حالی‌ها مفید است و تجربه نیز این امر را ثابت کرده است، البته این ما انسان‌ها هستیم که دچار سستی و بی حالی در عبادت می‌باشیم و نه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تفسیر برهان آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس این سوره را در هنگام کسالت و برای درد و بیماری تلاوت کند، با اجازه خداوند دردش تسکین خواهد یافت، و نیز گفته شده هر کس این سوره را برای دردی تلاوت کند، شفا خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین تفسیر آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس این سوره را در هنگام خواب قرائت کند، تا صبح در پناه خداوند خواهد بود، و داروی هر درد و آفتی است و برای تلاوت کننده شفا است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیز در همین تفسیر آمده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس سوره ناس را هر شب در منزلش تلاوت کند، از بسیاری بیماری‌های روحی در امان خواهد بود، و هر کس سوره ناس را بنویسد و آن را همراه کودکان قرار دهد، با اذن خداوند، بیماری‌های روحی کودک، درمان خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در کتاب خواص القرآن آمده است: هر کس در هنگام خواب، سوره ناس را تلاوت کند، یا کسی برای او قرائت نماید، تعبیرش این است که از مشکلات رهایی یابد، و بر دشمنانش پیروز شود، وسعت روزی، شادی و سرور به او روی خواهد آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که خداوند تلاوت کننده سوره ناس را از شر ابلیس در امان قرار خواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: اسرار سوره عنکبوت/ فضیلت قرائت و خواص سوره عنکبوت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;در کتاب لب اللباب آمده است: هر کس سوره ناس را قرائت کند، از کید و مکر شیطان در امان خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در روایتی از کتاب سعد السعود به نقل از عقبة بن عامر آمده است: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت سوره‌های معوذتین می‌فرمود: این دو سوره، از قدر و منزلت بسیار بالایی برخوردار هستند و هیچ سوره‌ای در عظمت به این دو سوره نمی‌رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته ما بر اساس ایمان و عقیده خویش، قول، فعل و تقریر - تایید - هر معصومی را حجت می‌دانیم و می‌توانیم بگوییم که مومنان بر اساس احادیث و روایات، هیچ شک و تردیدی ندارند که در قرآن مجید شفا است. خداوند بزرگ می‌فرماید: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چند نکته درباره سوره ناس&lt;br /&gt;۱. تعویذ و خود را در پناه سوره‌های قل قرار دادن امری لازم است و نتایج خوبی در پی خواهد داشت.&lt;br /&gt;۲. همان گونه که این کار برای کسی که قرائت می‌شود مفید است، برای خود قاری نیز تاثیر دارد.&lt;br /&gt;۳. قرائت این سوره ها، ایمان را قوی و مکر شیطان را ضعیف می‌کند.&lt;br /&gt;۴. همان گونه که این سوره برای اشخاص تاثیر دارد، در ابعاد زمان و مکان نیز موثر است.&lt;br /&gt;۵. این امور می‌تواند برای بستگان و همسایگان اشخاص نیز تاثیر داشته باشد.&lt;br /&gt;۶. ما اعتقاد داریم که صدا‌ها و الفاظ و حتی عمل از بین نمی‌رود، لذا به طریق اولی اصوات آیات باقی می‌مانند.&lt;br /&gt;۷. باید توجه داشت که برخی اعمال روحی و معنوی با یکدیگر مشترک هستند. به عنوان مثال کتابت، تلاوت و&amp;#8230; از اموری هستند که انسان را به نجات و سعادت رهنمون می‌شوند.&lt;br /&gt;۸. از آنجا که هدف، بهره بردن از قرآن و دعا است، مطمئن هستیم که نتایج خوبی در بر دارد. البته نباید فراموش کرد که مصلحت اشخاص نیز بسیار مهم است لذا توکل و اعتماد به خداوند بسیار اهمیت دارد.&lt;br /&gt;۹. توسل به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و خاندان او، توسل به وجه الله است. خاندان پیامبر بهترین انسان‌ها هستند، لذا توسل به آنان، آداب خاصی دارد.&lt;br /&gt;از امام عصر (علیه السلام) روایت شده که اگر تصمیم داشتید به وسیله ما به خداوند توجه کنید، آنگونه سخن بگویید که خداوند فرموده است: سلام علی آل یاسین. در قرآن مجید نیز آمده است: فسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;این مطلب را از دست ندهید: خواص آیه الکرسی به روایت معصومین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;۱۰. حکمت خداوند در این خاندان به ودیعه گذاشته شده است.&lt;br /&gt;رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت فاطمه علی‌ها السلام فرمود: دخترم! هر کس بر تو درود فرستد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد و او را در بهشت به من ملحق می‌سازد، هر جا که باشم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱۱. در مورد استفاده از بخور و امثال آن می‌توان گفت:&lt;br /&gt;اولا. روایاتی درباره استفاده از آن‌ها وجود دارد.&lt;br /&gt;ثانیا. این از باب صحت مکان، بدن‌ها و هوا است که تجربه‌ها آن را ثابت کرده است.&lt;br /&gt;ثالثا. آن چه گفته شد، عواملی است که به نتیجه گیری امور معنوی کمک می‌کند.&lt;br /&gt;۱۲. وجود برخی دارو‌ها در اعمال معنوی، علت طبیعی برای معالجات است.&lt;br /&gt;از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) روایت شده خداوند می‌خواهد که امور با اسباب و ابزار آن‌ها انجام و درست شود، لذا برای هر چیزی سبب و وسیله‌ای قرار داده و برای هر سببی شرحی، و برای هر شرحی علمی، و برای هر علمی در سخنگویی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصل عمل، باید بدون اجر و پاداش باشد، خداوند می‌فرماید: و تو بر این (کار) پاداشی از آن‌ها نمی‌خواهی&amp;#8230;، ولی هدیه و بخشش جایز است و اشکال ندارد، روایات بسیاری نیز این مطلب را تایید می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #ff0000;&quot;&gt;به امید دیدار&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-ناس&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/اشنایی-با-سوره-ناس</link>
							</item>
				<item>
			<title>داستان گاو بنی  اسرائیل در سوره بقره</title>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;در این آیات، ماجرایی به صورت مشروح آمده است، شاید به این دلیل که این داستان تنها یک بار در قرآن ذکر شده، به علاوه نکات آموزنده فراوانی در آن وجود دارد که ایجاب چنین شرحی می‌کند، از جمله اینکه : بهانه‌جویی شدید بنی اسرائیل در سراسر این داستان نمایان است، و نیز درجه ایمان آنان را به گفتار موسی مشخص می‌کند و از همه مهم‌تر اینکه گواه زنده‌ای است بر امکان رستاخیز.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #339966;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگاه باشید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;مسخره کردن، کار افراد جاهل و بی‌خرد است!!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ (بقره 67)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;و (به خاطر بیاورید) هنگامی که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان می‌دهد (برای یافتن قاتل) ماده گاوی را ذبح کنید، گفتند: آیا ما را به تمسخر می‌گیری؟ (موسی) گفت: به خدا پناه می‌برم از اینکه از جاهلان باشم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;این سوره را به جهت این داستان، سوره بقره نامیده‌اند. فرمان ذبح گاو، در تورات (تورات، سِفر تثنیه، فصل 21) به عنوان یک قانون قضایی مطرح شده است و خلاصه‌ی ماجرا از این قرار بوده که مقتولی در بین بنی اسرائیل پیدا شد که قاتل آن معلوم نبود. در میان قوم نزاع و درگیری شروع شد و هر قبیله، قتل را به طایفه و قبیله‌ای دیگر نسبت می‌داد و خود را تبرئه می‌کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;آن‌ها برای داوری و حل مشکل، نزد حضرت موسی رفتند. موسی علیه‌السلام به آن‌ها فرمود: خداوند دستور داده گاوی را ذبح کنید و قطعه‌ای از بدن آن را به مقتول بزنید تا زنده شود و قاتل خود را معرّفی کند. آن‌ها با شنیدن این جواب به موسی علیه‌السلام گفتند: آیا ما را مسخره می‌کنی؟ موسی گفت: مسخره کردن کار جاهلان است و من به خدا پناه می‌برم که از جاهلان باشم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;در فرهنگ قرآن و روایات، جهل به معنای بی‌خردی است، نه نادانی؛ لذا کلمه‌ی «جهل» در برابر «عقل» بکار می‌رود، نه در برابر علم؛ و چون مسخره کردن دیگران، نشانه‌ی بی‌خردی است، حضرت موسی از آن به خدا پناه می‌برد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;پیام‌های این آیه :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;1-اگر فرمان خداوند، با ذهن و سلیقه‌ی ما مطابق نیامد و راز آن را نفهمیدیم، نباید آن را انکار کنیم. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ»، «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;2ـ موسی علیه‌السلام دستور ذبح گاو را از سوی خدا معرّفی می‌کند تا بلکه رعایت ادب نموده و تسلیم شوند، ولی آن‌ها باز بهانه گیری می‌کنند. «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;«ذَلُولٌ» به معنای حیوان رام شده، «تُثِیرُ» از «أَثارَةٍ» به معنای شخم زدن، «مُسَلَّمَةٌ» به معنای سالم از هر عیب و نقص عضوی و «شِیَةَ» از «وشی» به معنای خال، و «لا شِیَةَ» یعنی خال یا رگه‌ی رنگ دیگری نداشته باشد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;3ـ خداوند اگر اراده نماید، از به هم خوردن دو مرده، مرده‌ای زنده می‌شود. «تَذْبَحُوا بَقَرَةً»&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;4ـ در کشتن گاو، تقدّس گاو کوبیده می‌شود. همانند بت‌شکنی ابراهیم علیه‌السلام و آتش زدن گوساله‌ی طلایی سامری. «تَذْبَحُوا بَقَرَةً»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;5ـ درجه‌ی ایمان مردم به پیامبرشان، از برخورد آن‌ها در مقابل دستورات وی فهمیده می‌شود. «أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;6ـ استعاذه و پناه بردن به خدا، یکی از راه‌های بیمه شدن است. عصمت انبیا در سایه‌ی استعاذه و امثال آن است.«أَعُوذُ»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;7ـ مسخره کردن، کار افراد جاهل و بی‌خرد است. «أَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ»                       &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; 8 جهل، خطری است که اولیای خدا، از آن به خدا پناه می‌برند. «أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;9ـ خداوند در یک ماجرا، توحید قدرت نمایی خود، نبوّت معجزه موسی، و معاد زنده شدن مرده را به اثبات می‌رساند.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;با ادب سۆال کنید!!&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;و در ادامه داستان در آیه بعد می‌فرماید:&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما هِیَ قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِکْرٌ عَوانٌ بَیْنَ ذلِکَ فَافْعَلُوا ما تُۆْمَرُونَ (بقره 68)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;(بنی اسرائیل به موسی) گفتند: از پروردگارت برای ما بخواه تا بر ما روشن کند که آن چگونه (گاوی) است؟ (موسی) گفت: همانا خداوند می‌فرماید: ماده گاوی که نه پیر و از کار افتاده باشد و نه بکر و جوان، (بلکه) میان این دو (و میان سال) باشد. پس آنچه به شما دستور داده شده (هر چه زودتر) انجام دهید.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;وقتی بنی اسرائیل فهمیدند که موضوع جدّی است، شروع به بهانه‌تراشی نمودند؛ و به نظر برخی مفسّران، احتمال می‌رود که این بهانه‌ها از طرف قاتل واقعی به مردم القا می‌شد تا مبادا رسوا شود. (تفسیر فخر رازی، ذیل آیه) در هر حال روش سۆال کردنِ قوم، حکایت از روحیّه‌ی لجاجت آنان دارد که در آیه به آن اشاره شده و پرده از باطن آنان برداشته است.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;پیام‌های این آیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;1ـ با ادب سۆال کنید. در این آیه کلمه «لَنا» دو بار تکرار شده و به جای «ربنا» کلمه «رَبَّکَ» آمده که نشانه روح تکبّر است. «ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;2ـ فرمان خداوند را سریع انجام دهید و از وسوسه و تردید بپرهیزید. «فَافْعَلُوا ما تُۆْمَرُونَ»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;رنگ زرد، طبق روایات مورد سفارش دین است!!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;و در ادامه داستان در آیه بعد می‌فرماید:&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما لَوْنُها قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ (بقره 69)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;(آنان به موسی) گفتند: از پروردگارت برای ما بخواه تا بر ما روشن سازد که رنگش چگونه باشد؟ (موسی) گفت: همانا خداوند می‌گوید: آن ماده گاوی باشد زرد یک دست، که رنگ آن بینندگان را شاد و مسرور سازد!&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;با اینکه فرمان ذبح، دو بار صادر شد، امّا گویا برخی از آن‌ها قاتل را می‌شناختند و نمی‌خواستند معرّفی شود؛ لذا از روی لجاجت و بهانه‌تراشی، سۆال‌های متعدّدی را مطرح می‌کردند، تا بالاخره از رنگ گاو سۆال کردند. خداوند در جواب آن‌ها فرمود: رنگ گاو، زرد شدید و پر رنگ و خالص باشد. رنگی که بینندگان را شادمان کند. یعنی از خوش اندامی، سلامتی، رنگ و زیبایی خاصی برخوردار باشد.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;ای بسا اگر وسیله‌ی وزن کردن داشتند، از وزن گاو نیز سۆال می‌کردند! از سۆالات نابجا نهی شده‌ایم. در سوره‌ی مائده می‌خوانیم: «لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُۆْکُمْ» (مائده، 101) ؛ از چیزهایی که اگر به آن‌ها پاسخ داده شود برای شما مشکل به وجود می‌آید، سۆال نکنید.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;در حدیث آمده است که پیامبر فرمود: بنی اسرائیل مأمور ذبح یک گاو ساده و معمولی بودند، لکن چون سخت گرفتند و بهانه آوردند، خداوند نیز بر آنان سخت گرفت&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;روزی پیامبر صلی اللَّه علیه و آله درباره لزوم و اهمّیت حج، خطبه‌ای ایراد می‌فرمودند. در بین خطبه، شخصی سۆال کرد: آیا حج، هر سال واجب است؟ پیامبر صلی اللَّه علیه و آله جواب نفرمود. آن شخص دوباره سۆال خود را تکرار نمود. حضرت ناراحت شده فرمودند: چرا اصرار می‌کنی؟ اگر بگویم بله، کار شما مشکل می‌شود، همین که دیدید من ساکت شدم، اصرار نکنید. سپس پیامبر صلی اللَّه علیه و آله فرمود: یکی از عوامل هلاکت اقوام گذشته، سۆالات نابجای آن‌ها بود. (تفسیر نمونه، ج 5، ص 96)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;حضرت علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا فلا تتکلفوها» (تفسیر نمونه، ج 5، ص 96) خداوند حکم برخی اشیا را مسکوت گذاشته است، این سکوت از سر فراموشی نیست، بلکه برای آن است که شما در عمل، در وسعت باشید؛ و لذا با سۆالات نابجا، موشکافی نکنید.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;پیام‌های این آیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;1ـ رنگ زرد، چنان که در روایات نیز آمده، مورد سفارش دین است.«فاقِعٌ لَوْنُها»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;2ـ رنگ‌ها، در روحیّه‌ی انسان تأثیر دارند. «لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِینَ»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;روحیّه‌ی لجاجت باعث می‌شود حقّ بر انسان مشتبه شود!!&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;و در ادامه داستان در آیه بعد چنین می‌فرماید:&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنا ما هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا وَ إِنَّا إِنْ شاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ (بقره 70)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;(بار دیگر به موسی) گفتند: از پروردگارت برای ما بخواه تا بر ما روشن کند چگونه گاوی باشد؟ زیرا این گاو بر ما مشتبه شده و اگر خداوند بخواهد (با توضیحات تو) حتماً هدایت خواهیم شد.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;اعتدال در هر کاری یک ارزش است. گاهی افراد با دیدن نشانه‌ای بسیار ساده، یقین پیدا می‌کنند، ولی برخی با وجود بیان صریح «أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً» وسوسه می‌کنند. نباید در بیان‌های روشن و صریح، دچار وسوسه شد.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;در حدیث آمده است که پیامبر فرمود: بنی اسرائیل مأمور ذبح یک گاو ساده و معمولی بودند، لکن چون سخت گرفتند و بهانه آوردند، خداوند نیز بر آنان سخت گرفت. (تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 89)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;پیام‌های این آیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;1ـ توجّه به مسائل فرعی، انسان را از تمرکز نسبت به مسائل اساسی، باز می‌دارد. «إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;2ـ روحیّه‌ی لجاجت باعث می‌شود حقّ بر انسان مشتبه شود. «إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;3ـ گاهی سۆال برای تحقیق و علم و آگاهی نیست، بلکه نشانه‌ی روح لجاجت و طفره رفتن است. «یُبَیِّنْ لَنا ما هِیَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;4ـ رهبران الهی، سعه‌ی صدر دارند و جسارت را به روی خود نمی‌آورند. (کلمه «رَبَّکَ» بجای «ربنا» یک نوع جسارت بود که بارها تکرار شد، ولی حضرت موسی به روی خود نیاورد .)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;فرمان ذبح گاو، در تورات به عنوان یک قانون قضایی مطرح شده است و خلاصه‌ی ماجرا از این قرار بوده که مقتولی در بین بنی اسرائیل پیدا شد که قاتل آن معلوم نبود. در میان قوم نزاع و درگیری شروع شد و هر قبیله، قتل را به طایفه و قبیله‌ای دیگر نسبت می‌داد و خود را تبرئه می‌کرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;یهود نسبت به پیامبر خود بی‌ادب بودند!!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;و ادامه داستان در آیه بعد:&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;قالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِیَةَ فِیها قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوها وَ ما کادُوا یَفْعَلُونَ (بقره ، 71)&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;(موسی) گفت: خداوند می‌فرماید: همانا آن گاوی است که نه چنان رام باشد که زمین را شخم زند و نه کشتزار را آبیاری کند. از هر عیبی برکنار است و هیچ لکّه‌ای در (رنگ) آن نیست. گفتند: الآن حقّ (مطلب) را آوردی! پس (چنان گاوی را پیدا کرده و) آن را سر بریدند، ولی نزدیک بود انجام ندهند.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;«ذَلُولٌ» به معنای حیوان رام شده، «تُثِیرُ» از «أَثارَةٍ» به معنای شخم زدن، «مُسَلَّمَةٌ» به معنای سالم از هر عیب و نقص عضوی و «شِیَةَ» از «وشی» به معنای خال، و «لا شِیَةَ» یعنی خال یا رگه‌ی رنگ دیگری نداشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;یهود نسبت به پیامبر خود بی‌ادب بودند، با آنکه خود به دنبال بهانه و راه فرار بودند، وقتی مجبور به انجام فرمان شدند، به موسی گفتند: «الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ» حالا حقّ گفتی ؛ گویا قبل از این باطل می‌گفته است.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;پیام‌های این آیه:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;1ـ در اجرای طرح‌ها، عناصر و منابع فعّال و تولیدی و اقتصادی را منهدم نکنید. «لا ذَلُولٌ» ، «وَ لا تَسْقِی»&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;address&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt;2ـ آنچه در راه فرمان خدا مصرف می‌شود، باید سالم باشد. «مُسَلَّمَةٌ» در سفر حج نیز زائر خانه خدا باید روز عید قربان، حیوان سالم ذبح کند.&lt;/span&gt;&lt;/address&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;background-color: #00ffff;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/داستان-گاو-بنی-اسرائیل-در-سوره-بقره&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://ghorankarem1.kowsarblog.ir/داستان-گاو-بنی-اسرائیل-در-سوره-بقره</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
